امروزمی خواهم بهترین آرزوهای خود را به همۀ کسانی که نوروز را در سرتاسر جهان جشن می گیرند تقدیم کنم. این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی برای بازآفرینی است و امیدوارم که شما از این فرصت ویژۀ سال برای بودن در جمع دوستان و خانواده بهره گیرید. من بویژه می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم. نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است. اینجا، در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است. برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره و تار بوده است. ولی این جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند می دهد.از بسیاری جهات شما نیزمانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار می کنید که ما جشن می گیریم. با گردآمدن با دوستان و افراد خانواده، مبادلۀ هدایا و داستانها و نگاه به آینده، با احساس تازه ای از امیدواری. در بطن این جشن ها، نویدی برای یک روز بهتر، امیدی برای فرزندان ما، امنیت برای خانواده های ما، پیشرفت برای جوامع ما و آشتی میان ملتها نهفته است. اینها امیدواریهای مشترکند. اینها رویاهای مشترکند. پس این فصلی برای آغازینو است. من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم. ما اختلافاتی جدی داریم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعۀ جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم. شما نیز در برابر خود انتخابی دارید. ایالات متحده مایل است که جمهوری اسلامی ایران بر جایگاه راستین خود در جامعۀ بین الملل قرار بگیرد. شما دارای چنین حقی هستید - اما این حق با مسئولیت های واقعی همراه است و به این جایگاه نه از راه ترور یا به مدد جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهندۀ بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت. و معیار سنجش این بزرگی داشتن توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است. بنا براین، به مناسبت فرارسیدن سال نو شما، مایلم شما، مردم و رهبران ایران بدانید که ما در جستجوی چگونه آینده ای هستیم. این آینده ای است همراه با مبادلات تجدید شده میان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای مشارکت و بازرگانی. این آینده ای است که در آن اختلافات دیرین برطرف شده اند، آینده ای که در آن شما و همسایگانتان و جهان در بعد وسیع ترمی توانیم همهدر صلح و امنیت بهتری زندگی کنیم. من می دانم که این منظور به آسانی تحقق پذیر نیست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داریم معرفی کنند. اما شایسته است کلماتی را که سالیانی پیش به وسیلۀ سعدی نگاشته شده به خاطر آوریم: بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همۀ ما در آن مشترکیم به ما یاد آوری می کند. یکبار دیگر به این روح متعالی توسل جسته و نوید آغازی دوباره را بجوییم. سپاسگزارم. هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز.

+
نوشته شده در جمعه 1387/12/30 توسط مجید
|



+
نوشته شده در جمعه 1387/12/30 توسط مجید
|

سید عزیز می گوید : اگر بناست از یک اصل اصلاحی دفاع کنم مسئله اخلاقی بودن سیاست است و اجازه نخواهم داد که شائبه ای ایجاد شود که برای رسیدن به قدرت اخلاق را زیر پا می گذارم. وی ادامه داد: اگر علاقه ای در ملت برای من است به خاطر این است که در این برهوت بی اخلاقی و دروغ و ریا کسانی هستند که به خاطر قدرت حاضر نیستند به مردم دروغ بگویند. خاتمی تاکید کرد: من وارد بازی ای نمی شوم که بازیگردانانش کسانی دیگر هستند . محسن رضایی هم امروز گفت : چندي پيش يکي از دوستان عزيز به من ميگفت، آقاي خاتمي در صحنه ميماند. به او گفتم من مطمئن هستم که نميماند. وقتي دليل آن را پرسيد، گفتم آقاي خاتمي انسان بااخلاقي است ..... نامه ميرحسين موسوي به سيدمحمد خاتمي : برادر عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی با سلام، پیام دلسوزانه شما را مطالعه کردم و از اظهار لطفی که به این فرزند کوچک مردم و دوست قدیمی خود نموده بودید منفعل شدم. برای سالها به عنوان یک شهروند از این که شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است، لذت میبردم و به آن افتخار میکردم، زمانی که نسل نوخاسته تلالو آرمانهای خود را در آن چهره ملاقات میکرد و به هیجان میآمد به همراه آنان خود را جوان میدیدم. این احساس همچنان که هنوز با آنان باقیمانده است با اینجانب نیز هست و ذخیرهای است برای اسلام و انقلاب و سعادتی که مردم ما به راستی مستحق آنند ..... موسوی تاکید کرد : مثل شما راه درست را اصلاحات همراه با بازگشت به اصول می دانم ...

+
نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/28 توسط مجید
|

با شنیدن حرفهای وزیر خارجه عراق ( هوشیارزیباری ) که اعتبار قطعنامه الجزایر را زیر سئوال برده و شط العرب را متعلق به عراق دانسته و نیز سخنان هفته پیش بشار اسد ( رئیس جمهور سوریه ) که در عربستان اعلام کرد که سه جزایر ایرانی را می شود متعلق به امارات هم دانست ! و نیز تحرکات تازه عربستان در اعلام وضعیت قرمز با ایران از یک سو و زیاد شدن ادعاهای امارات بر سر جزایر از سوی دیگر ، بازی افغانستان با ما برای آب هیرمند که یک هفته باز می گذارد و یک هفته بسته ! و همچنین بازی روسها و کشورهای ساحلی خزر بر سر حق ایران از دریای خزر ... همه و همه نشان از ضعف شدید ایران در منطقه دارد . ضعفی که متاسفانه بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد و اردوگاه اصولگرایان بر نهادهای انتصابی و انتخابی ( با تقلب و رای بسیار کم ) شروع شد و الان در حال رسیدن به اوج آن هستیم ! شما نگاه به این همه هیاهو و جار و جنجال نکنید که جشن هسته ای راه می اندازند و از راه اندازی بوشهر ! می گویند یا از ماهواره امید که به علت نداشتن تکنولوژی باید در جو سوخته شود یا از خواب اس 300 روسیه می گویند !! نه ... اشتباه نکنید ! من مخالف استقلال و خودکفایی نیستم ... من مخالف انزوا و هوچی گری هستم ... من مخالف این هستم که بعد از این همه پول و نفت که به سوریه دادیم بیاید بگوید که جزایر سه گانه را می شود متعلق به امارات هم دانست . ای عربها : شما پول ایران را جایگزین کنید و ای اسراییل : جولان را به من بده و ای امریکا : دادگاه رفیق حریری را که من مقصر ترورش هستم برگزار نکن ! .. تا من ایران را رها کنم !!! من مخالف این هستم که بعد از این همه پول و دلار که به عراق دادیم ... غرامت ایام دفاع مقدس را هم نگرفتیم ... وزیر خارجه یا دیگر مسئولانش که روزگاری در همین کشورمان می خوردند و می خوابیدند و مثلا با صدام مبارزه می کردند ( خدا پدر امریکا را بیامرزد که بیرونش کرد ) بیایند و اینطور بگویند ! من مخالف این همه امتیاز و دلار دادن به حماس سنی هستم که عقلش در شکم و زیرشکمش است.... خلاصه بدجور ضعیف شدیم در دنیا ... نه اروپایی مانده و نه عربی ... دلمون رو به چاوز دیکتاتور خوش کردیم و به عمرالبشیر قاتل دارفور ... به مورالس سرخ پوست و به ساندنیست نیکاراگوئا .... به گینه بیسائو و کره شمالی .... واقعا شما قضاوت کنید ! چی بگم دیگه ؟!!! .... ضمنا احمدی نژاد از یک هاله نور دیگه هم گفته ! :حمله هواپیمای دشمن به ماهواره امید بخونید حتما!
+
نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/22 توسط مجید
|


ماهي قرمز كه نام علمي آن كاراسيوس اوراتوس است و از خانواده كپور ماهيان بوده، خاستگاه اوليه آن كشور چين است كه با گذشت زمان به نقاط ديگر جهان بالاخص ايران معرفي شده است تا آنجايي كه هرساله ميليونها قطعه ماهي قرمز بر سر سفرههاي هفتسين ميآيند.

شرايط نگهداري ماهي قرمز:
ماهي قرمز به عواملي نظير هوا، دما، آب و غذا به مقدار مناسب نياز دارد تا هم خود سالم بماند و هم احتمالا سلامتي ما را به مخاطره نيندازد.
دما: ماهي قرمز در دماي بالاي 25 درجه سانتيگراد آسيبپذير بوده و تغييرات ناگهاني دما باعث مرگ آنها ميشود مناسبترين دما براي اين ماهي بين 10 تا 25 درجه سانتيگراد است.
هوا: ماهيها به اكسيژن موجود در هوا احتياج مبرم دارند و اين اكسيژن از طريق سطح هوايي كه با آب در تماس است وارد ظرف نگهداري ماهي ميشود. بنابراين هر چه سطح مقطع بالاي تنگ بزرگتر باشد، اكسيژن بيشتري به ماهي ميرسد.
آب: استفاده از آب شهري براي ماهي قرمز مشكل خاصي ايجاد نميكند فقط جهت خارج شدن كلر، قبل از عوض كردن آب ظرف حاوي ماهي، بگذاريد كه آب بهمدت حداقل 24 ساعت در ظرف مجزا بماند كه با اين عمل هم كلر موجود در آب از بين رفته و هم آب دماي محيط را پيدا ميكند. بهتر است هر هفته يك يا دو نوبت و فقط نيمي از آب ظرف ماهي تعويض شود.
غذا: اگر در شبانه روز يك يا دو نوبت غذا به ماهي بدهيم، نياز آن بر طرف ميشود. غذاهاي كم پروتئين و سرشار از كربوهيدرات در اين ميان مناسب هستند و حدالامكان از غذاهاي آماده آنهم به اندازهاي كه در آب باقي نماند بهتر است استفاده شود.

+
نوشته شده در دوشنبه 1387/12/19 توسط مجید
|

ابراهیم حاتمی کیا ما را به چه دعوت می کند ؟ فيلم دعوت ، قصه پنج زني است که از باردار شدن خود خبردار ميشوند و همه آنها به رغم ميل باطني خود، قصد سقط جنين ميكنند که هر کدام به دليلي موفق به اين کار نميشوند. يا خانمي پا به سن گذاشته که بارداري او در اين سن و سال، مايه رسوايي و بگو مگوي دوست و آشنا ميشود. و چهارمين خانم هم پزشکي نازاست، براي همين تخمک زني ديگر را به رحم خودش منتقل ميکند و باردار ميشود اما بعد، از ازدواج شوهرش با آن زن خبردار ميشود و همين توجيهي ميشود تا او موجودي را که عمري چشم به راه آن بوده، از بين ببرد و آخرين زن به ازدواج موقت استاد مهندس خودش درآمده و با آگاه شدن از باردارياش به دستور شوهر موقت خود ميبايست بچه را سقط کند تا باعث رسوايي شوهرش نشود و شايد باعث همه اينها خودخواهي بشر مدرن باشد. خانمي که تمام شخصيتهاي داستان براي انجام سونوگرافي پيش او ميروند، زني نازاست که دريغ و آه از نداشتن فرزند ميکشد و اين در حالي است که مراجعهکنندههاي او در فکر از بين بردن فرزند خود هستند و همين جاست که کارگردان فيلم، پا را از اجتماع فراتر ميگذارد و بي ميل نيست تا از دستگاه خلقت و منشور كاينات بپرسد، چگونه است نعمتي را به کسي ميدهد، در حالي که قدر و ارزش آن را نميداند و ديگري بايد دريغ يک لحظه داشتن آن را بکشد؟ در يکي از صحنههاي آخر فيلم، کارگردان نمايي از تابلوي ساختمان بيمارستاني که در آنجا سقط جنين انجام ميگيرد، نمايش ميدهد. ساختمان پزشکان مهر که لفظ مهر با خط قرمز که نشانهاي از خشونت است، نشان داده ميشود و اين، خود طعنهاي جدي به سوغاتي است که مدرنيته براي ما آورده است. نامهايي تهي از معنا و مفهوم كه به موازات استفاده از آنها، قتل بشر به دست خودش به راحتي و با توجيهات فراوان صورت ميگيرد و جالب اين که بشر مدرن اين اعمال را به عنوان مهر به خودش پذيرفته است.
خانمي بازيگر سينما که بچه را سدي در راه پيشرفت و آينده سينمايي و مخرب فيزيک بدني خودش ميداند، يا خانم و آقايي که نماينده قشر مستضعف جامعه هستند و بچه جديد را اضافه شدن نانخوري ديگر و مشکلي روي مشکلات ديگر به شمار ميآورند . 
+
نوشته شده در یکشنبه 1387/12/18 توسط مجید
|


کشف یک شبکه جدید جاسوسی وابسته به اسرائیل در لبنان باعث بروز شایعات فراوانی شده و تغییر و تحولات گستردهای را در ساختار نظامی حزبالله لبنان در پی داشته است.
به گزارش البلد و شبکه تلویزیونی پرس؛ شايعات زيادى در محافل سیاسی پیرامون یک شبكه جاسوسى اسرائيلى كه اخيراً در لبنان كشف شده و به شبکه «مروان فقیه» مشهور شده به گوش مىرسد. حزبالله لبنان بيش از حد معمول درباره این مساله حساسيت نشان داده و از انتشار هر گونه اطلاعاتى در مورد نحوه فعاليت اين شبكه كه با دستگيرى «مروان فقيه» در شهر جنوبى نبطيه كشف شد، خوددارى میکند.
ادامه را اینجا بخوانید
+
نوشته شده در جمعه 1387/12/16 توسط مجید
|



+
نوشته شده در سه شنبه 1387/12/13 توسط مجید
|


جنجال سفر رییس جمهور به استان یزد از جایی شروع شد که نماینده مردم یزد در مجلس از هزینه های انجام شده برای این سفر استانی برای آنچه که نهار و شام برای جمعیتی که مدعی بود به طور سازمان یافته و برای استقبال از رییس جمهور به شهر یزد آورده شده بودند ، انتقاد کرد و متعاقب این انتقاد برخی دیگر از چهره ها و نمایندگان حامی دولت به سخنان این نماینده پاسخ دادند و این موضوع تبدیل به سوژه ای شد تا رسانه ها و فعالان سیاسی در این باره قلم فرسایی کنند و حتی شکایتی از این نماینده را در دادستانی یزد مطرح نمایند.
اما اهمیت این سفر از جنبه ای بود که استقبال مردم یزد بنا بر ادعای برخی محافل سیاسی و رسانه ای در سفر دوم رییس دولت نهم بسیار بیشتر از سفر نخست وی به این استان بود. حامیان دولت با توجه به اینکه مهم ترین رقیب رییس جمهور یعنی سید محمد خاتمی اهل استان یزد هستند معتقد بودند که این استقبال به این معنی است که حتی همشهریان رییس دولت اصلاحات هم از او رویگردان شده اند و متمایل به حمایت از رییس دولت نهم در انتخابات آتی هستند.از سوی دیگر ماجرا هنگامی جدی تر شد که رییس جمهور با اشاره به جمعیت فراوانی که در یزد جمع شده بودند ، گفت که این سفر باید به دقت از سوی همه مورد تحلیل قرار گیرد.
محمد علی ابطحی در روزنامه اعتماد ملی می نویسد :
در آن دوران استانداري در يزد حضور داشت كه ميگويند شعارهاي آقاي احمدينژاد را خيلي جدي گرفته بود. شايد هم اعتقاد داشت كه آقاي احمدينژاد از محبوبيت فراواني برخوردار است و خود مردم بهصورت طبيعي به استقبال ايشان ميروند اما در آن سفر جمعيت كمي به استقبال ايشان رفتند. در آن سفر، رئيسجمهور تقاضاي تحليل سفر يزد را نكرد. طبيعي هم بود ، آن استاندار هم گويا مورد توبيخ قرار گرفت و تغيير كرد."
ابطحی افزوده است:" سفر دوم آقاي احمدينژاد به يزد اما نزديك به ايام انتخابات صورت گرفته است و تقريبا جزو سفرهاي انتخاباتي تلقي ميشود، طبيعي است كه برنامهريزي براي اين سفر و اهميت دادن به آن جزو برنامههاي اصلي دستاندركاران ستاد انتخاباتي آقاي احمدينژاد باشد. نه جاي تعجب است كه اين سفر با نامهريزي وسيع شكل بگيرد و نه جاي شگفتي است كه بلافاصله گفته شود كه تحليلگران اين سفر را تحليل كنند. اصلا اين سفر با مقدماتي كه داشت براي تحليل شدن صورت گرفته بود".
رییس دفتر خاتمی در دولت اصلاحات در اداه مدعی می شود: "من نه به اخبار محرمانه دسترسي دارم و اگر هم بدانم در نوشتههاي علني حق نيست كه به آن اشاره شود. اما علنيترين اتفاقات اين سفر كه ميبايست تحليل شود اين بود كه سهميهبندي افراد در شهرستانها كه امكاناتي براي حملونقل در اختيار آنان قرار ميگيرد، از تلويزيون هم اعلام شده بود. به بافق و طبس قطار ويژه براي انتقال اعزام شده بود تا مشتاقان را به يزد بياورند.
آقاي استاندار در تلويزيون اعلام كرده بود كه خود آقاي رئيسجمهور در مسير راه يا اتومبيل بعدي ايشان نامهها را تحويل ميگيرند.
مدارس تعطيل بود. ادارات تعطيل نبود ولي آقاي استاندار در رسانهها اعلام كرده بود اگر كسي بخواهد از فيض سخنان رئيسجمهور بهرهمند شود ميتواند در مراسم شركت كند.
يك هفته راديو و تلويزيون استان بيشتر برنامههاي خود را به حضور مردم در اين مراسم اختصاص داده بود. بهطور بيسابقهاي در تمام قسمت شهر تابلوهاي بزرگ حدود 20 متري زده بودند كه شرح فعاليتها و عملكردهاي دولت روي آن نوشته شده بود.
طبعا خيلي از اين افراد با اين همه مشكلات بايد مورد پذيرايي قرار ميگرفتند كه نماينده مردم يزد در حضور خود رئيسجمهور از اينكه مردم را با پذيرايي و ناهار و شام به استقبال رئيسجمهور ببرند انتقاد علني كرده بود و علني شدن اين اتفاق در يك جلسه عمومي آنقدر خشم دوستان رئيسجمهور را برانگيخت كه در فرودگاه عليه تنها نماينده يزد در مجلس شعار دادند.
اين همه مخارج براي سفر رئيسجمهوري كه صرفهجويي و بيآلايشي جزو شعارهاي اوليهاش بود البته ضروري بود. چون اين سفر بايد تحليل ميشد."ابطحی در ادامه نوشته است:" انتخابات نزديك است و شهر هم شهر آقاي خاتمي است. گمان من بر اين است كه آقاي احمدينژاد از اين همه تمهيدات مطلع نبودهاند كه درخواست تحليل سفر خود را كردهاند وگرنه اين سفر هرچه تحليل نميشد بيشتر بهنفع انتخابات آقاي رئيسجمهور بود."
+
نوشته شده در دوشنبه 1387/12/12 توسط مجید
|

بارها از خودم می پرسم دلیل این کارها چیست ؟ این پروژه چرا باید از زمانی که احمدی نژاد به شهرداری بیاید شروع شود ؟ چرا تا ۱۵ سال بعد از پایان جنگ خبری از این پروزژه ها نبود ؟ .... مگر خود امام نمی توانست در همان زمان جنگ که بهترین زمان برای نمایش ایثار و شهادت بود دستور دفن شهدا را بدهد یا از آن حمایت کند ؟ ..... این تفکر با چه هدف و انگیزه ای دست به این خیزش زده ؟ آنچه مسلم است این است که ۹۹٪ قصد عاملین اینکار سیاسی بوده و اجرای اهدافی بزرگتر را درکنار این محفل در سر می پرورانند . جالب هست که دیروز کروبی هم در ملاقات با خانواده های دستگیر شده دانشجویان امیرکبیر هم به صراحت می گوید : بالاخره این داستانی است. شما ببینید این پروژه از چه سالی شروع شد! برنامه ایست دیگر! اینان دیده اند که فضای دانشگاه از دستشان خارج شده و یا به قولی از فرهنگ شهید و شهادت فاصله گرفته است. می خواهند با دفن شهید در دانشگاه، به هر بهانه ای برنامه ای بر سر مزار آنها اجرا کنند و بررسی کنند که چه کسی در این برنامه شرکت می کند و چه کسانی در این برنامه ها شرکت نمی کنند و در مرحله بعد و پس از شناسایی گروه دوم، برخوردهایی با آنان انجام دهند.
چرا در زمان امام، و بعد از آن جنازه به دانشگاه نمی آوردند و امروز می خواهند بیاورند!مخالفت با دفن شهید در دانشگاه نباید سوژه ای جهت دستگیری دانشجویان گردد. مگر من خود مخالف این ماجرا نبوده ام! زمانیکه من رییس مجلس بودم، مقابل پروژه دفن شهید در ۷۲ میدان تهران برخورد و مخالفت جدی کردم که قرار نیست تهران گورستان شود! من همواره مخالفت کرده ام. حالا عده ای می آیند و می گویند، در قله کوه شهید دفن کرده ایم، بیا و ببین چه معنویتی پیدا کرده ..!!! نظر من اینست که این حرکت درست نیست.
یکی از تحلیل های نهایی کروبی در این زمینه هم بسیار دقیق و هوشمند نشان می دهد :
+
نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/08 توسط مجید
|
